شيخ محمد شعيب
8
مرآت الاولياء ( فارسى )
هيچكسى محترمتر از ايشان نيست و هيچكس فاضلتر از ايشان نيست و هيچكس كريمتر از ايشان نيست و هيچكس باهمتتر از ايشان نيست و هيچكس بىنيازتر از ايشان نيست و هيچكس عالمتر و عاملتر از ايشان نيست و هيچكس حليمتر و خليقتر از ايشان نيست و هيچكس شجاعتر از ايشان نيست دوستى ايشان دوستى خدا است و نزديكى ايشان نزديكى اوست و حسبت ايشان حسبت اوست و پيوستن ايشان پيوستن با اوست « الف » و ادب ايشان ادب با اوست و طريقهء اين طائفه شريفه بر يك نهج نيست ، هريك را مشربيست جدا ، بعضى پنهاناند و بعضى آشكارا و بعضى بامر الهى كرامات ظاهر مىكنند و بعضى از جهت عجب نفس خود اظهار كرامت نكنند و بعضى مأموراند به اين معنى چرا كه هركه از ايشان صادر مىشود با الهام ايزد هست ، نكند تا مأمور نشوند و نگويد تا نگويانند و نخورد تا نخورانند و ننوشد تا ننوشانند و ممشاد دينورى ( ر ح ) فرمودهاند « هركه بر دوستى از دوستان حق انكار كند كمينه عقوبت او آنست كه او را داخل دوستان خود نه گرداند - پس در هيچكس به نظر حقارت نبايد نگريست كه دوستان خداى از چشم غير پوشيدهاند زيراكه حق تعالى فرمودهاند " اولياى تحت قبائى لا يعرفهم غيرى مگر به تأييد من " « ب » و بعضى در زمرهء ملامتيه « 6 » خود را مسلك « ج » دارند تا كسى ايشان را نشناسد چنانچه سلطان العارفين شيخ بايزيد قدس اللّه سره بعد از آنكه بكمال رسيدند و مشهور آفاق گشتند از سفرى به بسطام مىآمدند اكابر و اشراف آنجا به جهت استقبال ايشان برآمده و ملازمت نموده باعتقادى تمام به شهر آوردند و
--> ( الف ) غح ، عر - پيوستن ايشان پيوست با اوست . ( ب ) ماخذ معلوم نشد . ( ج ) عر - منسلك ( 6 ) ملامتيه يا قصاريه يعنى پيروان ابو صالح حمدون بن احمد بن عماره قصار ( م 271 ه ) كه طريق او اظهار و نشر « ملامت » بوده يعنى مىگفته كه آفت بزرگ و حجاب عظيم در اين است كه به خود معجب شود و نزد خلق مقبول گردد ، اين عجب و خودپسندى و مقبوليت نزد خلق سالك را از طى طريق بازدارد - بايد طريق ملامت اختيار كند و منظورش حق باشد نه خلق و به هر نام و ننگى پشت پا زند - ( براى شرح احوال ملامتيه رجوع كنيد به كتاب عوارف المعارف مصنفه شيخ شهاب الدّين سهروردى ( ر ح ) طبع اول دار الكتب العربى بيروت 1966 م باب هشتم ، نهم .